X
تبلیغات
هو المعمار - منابع کنکور ارشد معماری دانشگاه آزاد و سراسری
هر چی بخوای اینجا پیدا میشه ... گفته باشم
مجموعه ی

( معماری- منظر- طراحی شهری-برنامه ریزی شهری- انرژی- تکنولوژی- مدیریت پروژه..)

با پوزش از شما دوستای خوبم که بازم دیر آپیدم! این چند وقت سرم شلوغ بود.کنکور آزاد (توی اردیبهشت) امتحانات و پروژه ها ی آخر ترم ( توی خرداد و تیر)  و  سراسری مرحله دوم "اسکیس" ( آخر تیرماه)  و پایان نامه هم یه طرف که اونم ( شهریور) وقت  دفاعیم بود ...

و بالا خره شهریور درسم تموم شد، هر چند امسال بخاطر همزمونی با تحصیل و اینکه کم وقت گذاشتم نتیجه نگرفتم ولی از آبان برنامه ریزی می کنم بشینم بخونم...

 کنکور سراسری امسال نیمه دوم بهمن 87 و کنکور آزاد نیمه دوم ارد یبهشت سال 88...  دعام کنین منم دعاتون میکنم ...

در ضمن بد ندیدم یه آماری هم در مورد قبولی تو کنکور ارشد معماری بدم...

سراسری که 1452 نفرامسال  تو اون مجاز برا امتحان اسکیس شدن کلا روزانه شبانه 198 نفر بر میداره..

و دانشگاه آزادم که توی 7 شهر هست و جدا جدا حساب میکنن 150 نفر+ 100 نفرتکمیل ظرفیت...

علوم تحقیقات تهران با تراز 6463 – 60 نفر میگیره و دانشگاه آزاد قزوین با تراز 5999 – 24 نفر برا ارشد میگیره...

در کل برا مقطع ارشد سراسری 198 (140 نفر روزانه و 58 نفر شبانه )  و دانشگاه آزادم حدودا 150 نفر میگیره که در مجموع 350 نفر میشن..

به هر حال برا سراسری باید زیر 200 آورد تا امید داشت البته اونم تضمینی نیست...وآزادم باید جزو اون 20 ، 30 نفری که هر دانشگاه بر میداره بود...در کل رقابت به خاطر کمی پذیرش سخته...!!!

 

و اما اینبار به درخواست چند تا از دوستام منابع کنکور ارشد معماری رو تو آپم میزازم امیدوارم مفید باشه.

* منابع رشته معماری- معماری ، معماری – منظر

* منابع رشته معماری - تکنولوژی ، معماری - انرژی ، مدیریت پروژه و ساخت

* منابع رشته طراحی شهری

* منابع رشته شهرسازی ،  برنامه ریزی شهری

 

* و عنوان رفرنس سوالات کنکور سراسری 88 از سال های 81 تا 85


به امید موفقیت... اگه دوستای دیگه ای هم خواستم این منابع در اختیارش بزارین ...

 

 و اما یه داستان کوتاه و جالب دیگه...

 ... ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی شده بود و تعمیر آن نیز فایده ای نداشت . قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ؛ کارمندان کتابخانه برای انتقال میلیون ها جلد کتاب دچار مشکلات دیگر شدند .

یک شرکت انتقال اثاثیه از دفتر کتاخانه خواست که برای این کار سه میلیون و پانصد هزار پوند بپردازد تا این کار را انجام خواهد داد. اما به دلیل فقدان سرمایه کافی ،این درخواست از سوی کتابخانه رد شد . فصل بارانی شدن فرا رسید، اگر کتابها بزودی منتقل نمی شد ، خسارات سنگین فرهنگی و مادی متوجه انگلیس می گردید . رییس کتابخانه بیشتر نگران شد و بیمار گردید .

روزی ، کارمند جوانی از دفتر رییس کتابخانه عبور کرد. با دیدن صورت سفید و رنگ پریده رییس، بسیار تعجب کرد و از او پرسید که چرا اینقدر ناراحت است .رییس کتابخانه مشکل کتابخانه را برای کارمند جوان تشریح کرد، اما برخلاف توقع وی ، جوان پاسخ داد: سعی می کنم مساله را حل کنم . روز دیگر، در همه شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها آگهی منتشر شد به این مضمون : همه شهروندان می توانند به رایگان و بدون محدودیت کتابهای کتابخانه انگلستان را امانت بگیرند و بعد از خواندن،آن را به نشانی زیر(کتابخانه جدید) تحویل دهند...

 خود را تغییر دهیم نه جهان را

به امید دیدار مجدد،  نظر یادتون نره،  بدرود ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 3:16  توسط محمد   |